در حال حاضر خالی است: ﷼0

میدونی اگه پنج یا شش هزار سال پیش به دنیا اومده بودی، جهان از نظرت چه شکلی بود؟
بابِلیها و مصریها که متفکرای اون سالها بودن، هر دو فکر میکردن دنیا شکل یه صدفه که هم زیرش آب هست و هم بالاش. ما هم تو یه گنبد محکم هستیم و البته جامون مثل بچهای که توی رحم مادرشه، اَمن هست.
جهان بابلیها
بابلیها معتقد بودن که همگی توی یه صدف هستن و زمین یه کوه توخالی هست وسط صدف. این صدف روی آبهایی شناوره و بالاش یه گنبد محکم هست و بالای گنبد هم پر آبه. گاهی وقتا آب از گنبد نشت میکنه و تو جهان بارون میباره و گاهی آبهای زیر صدف از پایین نفوذ میکنن درون صدف و باعث به وجود اومدن چشمه ها میشن. اون بالای گنبد یه درهایی هست تو شرق و غرب که ماه و خورشید و ستاره ها به نوبت خودشون از در شرقی وارد می شن و از در غربی خارج می شن.
جهان مصریها
از طرف دیگه، به نظر مصری ها جهان شکل یه صدف مستطیلی بود که زمین کف صدف قرار گرفته بود. آسمون هم یه گاو بود که چهار تا پاش روی چهار تا گوشه زمین بودن. بعضیها هم معتقد بودن که آسمون یه زنه که روی زانو و آرنج خم شده؛ البته بعدها به این نتیجه رسیدن که آسمون یه درپوش گنبدیشکل فلزیه. اون بالا تو دیوارهی داخلی گنبد، یه نمایشگاهی برپا بود. یه رودخونه توی این نمایشگاه جاری بود که خداهای ماه و خورشید کَرَجیهاشون رو توی اون میروندن؛ اونا از درهای مختلفی که روی گنبد بود وارد و خارج میشدن. ستارههای ثابت، چراغایی بودن که چند تا خدا نگهشون داشته بودن اون بالا. سیارهها تو کانالهای آبی که از راه شیری سرچشمه می گرفت قایقرانی میکردن. راه شیری همزاد آسمانی رود نیل بود.
خورشید گرفتگی و ماهگرفتگی
مصریها حتی برای خورشیدگرفتگی و ماهگرفتگی هم مدلسازی کرده بودن. اونا معتقد بودن وقتی نزدیک پونزدهم هر ماه میشه، یه خوک بیرحم به خدای ماه حمله میکنه و تو یه دورهی 14 روزهی پر از رنج، اونو میخوره و بعد خدای ماه دوباره به دنیا مییاد و رشد میکنه تا 14 روز بعد که دوباره بهش حمله میشه. گاهی هم این خوک وحشی، ماه رو یه جا قورت میده که در نتیجه باعث ماهگرفتگی میشه. بعضی وقتها هم یه مار غول پیکر، خورشید رو قورت میده و باعث خورشیدگرفتگی میشه.
میدونی!
نکته جالبش اینه که اگه اون زمان زندگی میکردی، با وجود همه این تراژدیهایی که توی آسمون بود، احساس میکردی که زمین یه جای امن واسه زندگیه، میدونی چرا؟
فکر میکنی اگر خودت به جای آدمای اون دوره بودی، با اطلاعاتی که اون موقع داشتی میتونستی بهتر از اونا فکر کنی؟
فکر میکنی همین الان چه چیزای اشتباهی هست که ممکنه ما با همین اطمینان بهش باور داشته باشیم؟



